ایا خوب سیرت وزیری ، که ملک


ندیدست مانندهٔ تو وزیر

عراقی بنام و بود با سخات


خراج عراق و خراسان حقیر

مطیع مثالت وضیع و شریف


غلام جنابت صغیر و کبیر

بدست هوای تو دلها رهین


بدام وفای تو جانه اسیر

طویلیست دست تو در مکرمت


که باد از دست تو حوادث قصیر

بانعام و اکرام ذکر ترا


چو شمسست در گرد عالم مسیر

همه خیر ورزی چو دانستی


که عالم خبیرست و ناقد بصیر

بمن روضه ای آمد از خدمتت


کزان روضهٔ عیش من شد نضیر

کنون بر کشیدم بمدح و ثنات


در آن روضه مانند مرغان صغیر

غدیری همی بایدت از می مرا


برنگ عقیق و ببوی عبیر

که تا اندرین فرخ اوقات عید


همم روضه باشد ، ز تو ، هم غدیر

علا تو بود مر زمین را قرار


یتو باد چشم وزارت قریر

نکوه خواه از لطف تو در بهشت


بد اندیش از عنف تو در سعیر